خرشاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ) (اِ.) خورشید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ) (اِ.) خورشید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرشاد. [ خ ُ ] (اِ) خرشا. آفتاب . خورشید. (ناظم الاطباء) (از برهان قاطع) : گشته از فیض تابش خرشاد کوه در سبز و بوم و بر آباد. روحانی (از فرهنگ جهانگیری ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه