خردیاور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردیاور. [ خ ِ رَدْ وَ ] (ص مرکب ) آنکه خرد یاور اوست . آنکه کارها از روی خرد کند. صاحب عقل . صاحب رای . هوشمند : که شاها خدیوا جهان داورا خردمندخویا خردیاورا. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردیاور. [ خ ِ رَدْ وَ ] (ص مرکب ) آنکه خرد یاور اوست . آنکه کارها از روی خرد کند. صاحب عقل . صاحب رای . هوشمند : که شاها خدیوا جهان داورا خردمندخویا خردیاورا. نظامی .