خردکاربند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردکاربند. [ خ ِ رَدْ ب َ ] (ن مف مرکب ) آنچه مورد کار بستن عقل است . آنچه عقل آنرا بکار می بندد. مورد تصویب عقل : چو زین بگذری مردم آمد پدید شد این بندها را سراسر کلید سرش راست برشد چو سرو بلند بدیدار خوب و خردکاربند. فردوسی .