خردپوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردپوش . [ خ ِ رَ ] (ن مف مرکب ) آنکه عقل او برتر از دیگران است . (از آنندراج ) : در کندی شمشیر زبان قاتل سیفم در پرده ٔ اندیشه خردپوش ظهیرم . عرفی (دیوان چ جواهری ص ١٥٦).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردپوش . [ خ ِ رَ ] (ن مف مرکب ) آنکه عقل او برتر از دیگران است . (از آنندراج ) : در کندی شمشیر زبان قاتل سیفم در پرده ٔ اندیشه خردپوش ظهیرم . عرفی (دیوان چ جواهری ص ١٥٦).