خردپستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردپستان . [ خ ُ پ ِ ] (ص مرکب ) زن که پستان خرد دارد و این در میان ایرانیان حسن است، برخلاف، نزد اروپائیان مطلوب نیست . (یادداشت بخط مؤلف ). مسحاء. (منتهی الارب ). کمش . کمیش : بتی خردپستان بدست آورد که بر نار بستان شکست آورد. خردپستان وقتی صفت مدح است که کنایت از جوانی و کودکی و نارس بودن دختر باشد نه غیر آن .