خرده کافور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرده کافور. [ خ ُ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) کنایه از کواکب و ستارگان باشد. (برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ) : در شمامه خرده ٔ کافور جوجو باز شد عنبرتر کاروان بر کاروان آمد پدید. عمید لومکی (از آنندراج ). روی زمین بخرده ٔ کافورشد نهان . ؟ (از انجمن آرای ناصری ).