خرخار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرخار. [ خ َ ] (اِخ ) ظاهراً نام کرمانشاهان کنونی بزمان ماقبل حکومت مادها می باشد بنابه کتیبه های آسوری : شلم نصر دوم در ٨٤٤ ق . م . به نمری که حالا معروف بکردستان است داخل شد. این صفحه از مدت ها قبل در تحت نفوذ بابلی ها بود و امیر آن مردوک مودمیک نام داشت، همین که آسوریها نزدیک شدند او فرار کرد و خزانه و اموالش جزو غنائم فاتحین گردید، بعد شلم نصر یانزو نامی را از کاسیها به امارت این صفحه معین کرد ولی چون یانزو یاغی شد شلم نصر در سال ٨٣٨ ق . م . باز به این صفحه لشکر کشیده شورشیها را بجنگل راند، بصفحه ٔ همجوار که «پارسوا» یا «پارسواش » نام داشت رفت و ٢٨ امیر یا پادشاه محل را اسیر کرد. بعد او بمملکت آمادای و خرخار درآمد (تصور می کنند که محل آخری کرمانشاهان امروزی بوده ) و بالاخره یانزو را دستگیر کرده به آسور برد. (از تاریخ ایران باستان پیرنیا ج ١ ص ١٦٩).
خرخار. [ خ َ ] (ع ص، اِ) آب روان . (منتهی الارب ).