خرجیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرجیک . [ خ َ ] (اِخ ) نام بیابانی بوده است معروف در راه خوارزم . (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) : ای بر همه قحبگان گیتی سرجیک کون تو فراختر ز سیصد خرجیک . فرالاوی . ای بر سر خوبان جهان بر سرجیک پیش دهنت ذره نماید خرجیک . عنصری . پس خبر رسید ابوعلی را که امیر نوح لشکر جمع کرد بر تو تاختن خواهد آورد و ابوعلی حزم آن بگرفت و سوی بلخ آمد و چند گاه آنجا ببود، پس از آنجا با لشکر سوی بخارا رفت و امیر حمید با همه ٔ سپاه خویش پیش او بازآمد به خرجیک بیکدیگر رسیدند بتاریخ جمادی الاولی سنه ٔ ست وثلثین وثلثمائه حرب کردند. (زین الاخبار گردیزی ).