خرجسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرجسته . [ خ َ ج ِ ت َ / ت ِ ] (اِ) جنگ و خصومت و خرخشه و شلتاق . (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). رجوع به «خرخشه » شود. ◄ جماعتی که متسیدند یعنی سید نیستند و سیادت را بر خود بسته اند این جماعت را سادات خرجسته و خردرگله خوانند.(برهان قاطع) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ جمهور. ◄ خردرگله . (ناظم الاطباء).