خرجانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرجانی . [ خ َ ] (اِخ )جسربن هارون بن عبداﷲ خرجانی معدل، مکنی به ابوسعید.از راویان بود. وی از علی بن محمد طیاقسی و دیگران حدیث کرد و عبداﷲبن محمد اصفهانی از او حدیث دارد. خرجانی بسال ٣٠٥ هَ . ق . درگذشت . (از انساب سمعانی ).
خرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) محمدبن ابی نصر شجاع بن ابراهیم فتوانی حافظ، از مقیمان محله ٔ خرجان بود و بدین سبب او را خرجانی میگفتند. وی از ابومنصوربن سکردیه قاضی و تنی چند خبر شنید و بسیاری از وی خبر شنیدند. ولادتش بسال چهارصدوشصت واندی (هَ . ق .) اتفاق افتاد و مرگش بسال پانصدوسی واندی در اصفهان واقع شد. (از انساب سمعانی ).
خرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) محمدبن ابراهیم بن حسن فرائضی خرجانی، مکنی به ابوجعفر. وی فقیهی عالم و فاضل بود و بر مذهب شافعی میرفت . او بخرجان از ابن ابی غیلان و ابوالقاسم عبداﷲبن محمد بغوی و جز آن دو حدیث کرد. (از انساب سمعانی ).