خرتوخر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومخرتوخر. [ خ َ خ َ ] (اِ مرکب ) هرج و مرج . اغتشاش . درهم و برهم . بهم خورده . مغشوش .مترادفها و واژههای مرتبطآشفته، هرکیهرکی، بلبشو، هرجومرج، بینظم، شلوغپلوغ، درهمبرهم، مغشوشواژه قبلی: خرتوت بربریواژه بعدی: خرتوخر شدن