خربانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خربانی . [ خ َ نی ی ] (اِخ ) سری بن سهل بن خربان جندیشابوری . خربانی از روایان بود. از عبداﷲبن رشید و دیگران روایت حدیث دارد و از او جماعتی چون عبدالصمدبن علی حدیث می کنند. (از انساب سمعانی ).
خربانی . [ خ َ ] (حامص مرکب ) نگاهداشت خر. مهتری خر. پرستاری خر.
خربانی . [ خ َ ] (ص نسبی ) منسوب به خربان که نام جد ابوعبیداﷲ احمدبن اسحاق است . (از انساب سمعانی ).