خراید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ یِ) [ ع. خرائد ] (اِ.) جِ خریده.<BR>۱- لؤلؤهای ناسفته.<BR>۲- دوشیزگان، زنان شرمگین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ یِ) [ ع. خرائد ] (اِ.) جِ خریده. ۱- لؤلؤهای ناسفته. ۲- دوشیزگان، زنان شرمگین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خراید. [ خ َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ خَریدَه . (ناظم الاطباء). رجوع به «خریده » در این لغت نامه شود. این کلمه را خرائد نیز آورند: و آن خراید را کی از حلی براعت عاطل بوده و از حله بلاغت عاری لباس الفاظ در پوشان . (سندبادنامه ). و از ترتیب ارزاق خراید با تهذیب اوراق جراید نمی رسم . (جهانگشای جوینی ).