خر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ. کَ دَ) (مص م.) فریب دادن، فریفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ. کَ دَ) (مص م.) فریب دادن، فریفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خر کردن . [ خ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خر کردن کسی ؛ با تملق او را فریفتن . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ امثال : خرش کن بارش کن . (از امثال و حکم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
فریفتن، گولزدن خام کردن شیرینزبانی کردن، مداهنه کردن، چاپلوسی کردن، تملق گفتن (بهمنظور سوءاستفاده یا فریفتن)