خذی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خذی . [ خ َ ذا ] (ع مص ) سست و مسترخی گردیدن چیزی . (از ناظم الاطباء). ◄ سست و کوفته گردیدن گوش و از بن کج شدن آن بسوی روی . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) .
خذی . [ خ ُ ذَی ی ] (ع اِ) از القاب خر است . (ناظم الاطباء).