خذنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خذنج . [ خ َ ذَ ] (معرب، اِ) معرب خدنگ است : نصبوا فی وسطه خشبة کبیرة خذنج و کتبواعلیها اسم الرجل . (از معجم البلدان در کلمه ٔ روس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خذنج . [ خ َ ذَ ] (معرب، اِ) معرب خدنگ است : نصبوا فی وسطه خشبة کبیرة خذنج و کتبواعلیها اسم الرجل . (از معجم البلدان در کلمه ٔ روس ).