خداترسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خداترسی . [ خ ُ ت َ ] (حامص مرکب ) ایمان . پرهیزگاری . خداپرستی : هیچ سودم نه زآن پشیمانی جز خداترسی و خداخوانی . نظامی . کاربینان که کار او دیدند از خداترسیش بپرسیدند. نظامی . گر آن حلوا به دست صوفی افتد خداترسی نباشد روز غارت . سعدی (طیبات ). تقوی و خداترسی شرط است . (تذکره ٔ دولتشاه ٣٦٥).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی