خجل یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خجل یافتن . [ خ َ ج ِ ت َ ] (مص مرکب ) شرمسار یافتن . خجلت کشیده یافتن .شرم زده یافتن . شرمگین یافتن . خجل دیدن : چوخسرو را بخواهش گرم دل یافت مروت را در آن بازی خجل یافت . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خجل یافتن . [ خ َ ج ِ ت َ ] (مص مرکب ) شرمسار یافتن . خجلت کشیده یافتن .شرم زده یافتن . شرمگین یافتن . خجل دیدن : چوخسرو را بخواهش گرم دل یافت مروت را در آن بازی خجل یافت . نظامی .