خبیره شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبیره شدن . [ خ َ رَ / رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کمربستن . مهیا شدن . ◄ بهم آوردن . ◄ جمع شدن . (از ناظم الاطباء) : ز شهروز لشکر خبیره شدند بزرگان بی مر پذیره شدند. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبیره شدن . [ خ َ رَ / رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کمربستن . مهیا شدن . ◄ بهم آوردن . ◄ جمع شدن . (از ناظم الاطباء) : ز شهروز لشکر خبیره شدند بزرگان بی مر پذیره شدند. فردوسی .