خبیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبیده . [خ َ دَ / دِ ] (ن مف ) خفه شده . گلوفشرده . (از برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (ناظم الاطباء).
خبیده . [ خ ُ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) خاکشی که آنرا بزرالخمخم خوانند گرم و تر است و با نبات اگر بخورند بدن را فربه کند. (از برهان قاطع). صاحب انجمن آرای ناصری می گوید: من این معنی را برای خبیده در فرهنگها نیافتم .