فرهنگ لغت

خاک‌نشین

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

بیچاره، بینوا، بدبخت فروتن، خاکسار، خلیق، متواضع، خاکی ساکن کره خاکی (متضاد: افلاکی) مدفون، مرده

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خاک‌نشین | فرهنگ لغت