خاکی خراسانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاکی خراسانی . [خ ُ ] (اِخ ) نام یکی از شعرای ایران است و هدایت در ریاض العارفین شرح حال او را چنین آرد: نام او مولانا لطفعلی والدش از اهل بروجرد بود اما تولد او در مشهدروی داد. از علوم رسمیه و فنون ادبیه بهره ور گردیده و باده ٔ فقر از جام ملامت کشیده خراسان و پیشاور و کابل را سیاحت کرده و بخدمت مسکین شاه پیشاوری و سید عالم شاه هندی رسیده از ایشان تربیتها دیده آنگاه بجانب عراقین و فارس شتافته سعادت خدمت سید قطب الدین شیرازی و آقامحمد هاشم دریافته و بنا بر اخلاص بخدمت آقامحمد هاشم نام فرزند سعادتمند خود را محمد هاشم نهاده . اغلب اوقات صایم و مشغول به ذکر دایم بوده بیشتر اوقات به خدمت و صحبت حاج میرزا ابوالقاسم شیرازی روی می آورد. خلف صدق او محمد هاشم نیز صاحب اخلاق نیکو و اوصاف دلجو بوده است . در سال ١٢٣٤ هَ . ق . وفات یافت و در حافظیه مدفون گردید. این اشعار از اوست : بود گنج دو عالم در سه گوهر کز آنها میشود کامت میسر یکی در جوع دایم دویمین جود سیم در ذکر حق آن اصل مقصود. نقل به اختصار از ریاض العارفین چ ١ صص ٢٥٦ و ٢٥٧.در مجمع الفصحاء چ ١ ج ٢ ص ١٠٩ نیز هدایت شرح حال او را آورده است .
خاکی خراسانی . [ خ ُ ](اِخ ) اسمش امامقلی و معاصر شاه عباس اول و دوم بود. وی در سال ١٠٧٧ هَ . ق . درگذشت و ظاهراً وفاتش در اوائل سلطنت شاه عباس ثانی دست داد. وی مردی عارف و از اهل قریه ٔ دژآباد بین مشهد و نیشابور بود. چندان مایه ٔ علمی نداشت . دیوانش مشتمل بر دویست و بیست غزل و ٣٥ قصیده است و نه ترجیع بند و مثنوی دارد. ایوانف مستشرق روسی الاصل صد غزل از آن را انتخاب و با مقدمه ای در بیست صفحه در بمبئی بسال ١٣٥٩ چاپ کرد. او را غیر از این دیوان مثنوی «طلوع الشمس » یا «طوالع الشمس » نیز هست . (از الذریعه قسم اول جزء نهم ص ٢٨١).