فرهنگ لغت

خاکسترگونی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خاکسترگونی . [ ک ِ ت َ ] (حامص مرکب ) برنگ خاکستری بودن . اغبیساس . (اقرب الموارد). غَبس . (اقرب الموارد). رُبدَه . (منتهی الارب ). ادهمام . (منتهی الارب ).

معنی خاکسترگونی | فرهنگ لغت