خاک دوست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاک دوست . [ ک ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فدائی . رفیق . در برابر دوست مانند خاک بی ارزش بودن .
خاک دوست . (ص مرکب ) دوستدار خاک . علاقمند به خاک . کنایه از دوست دار امور دنیوی است : نه خاکی ولی چون زمین خاک دوست . نظامی .