خاک انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاک انداختن . [ اَ ت َ ] (مص مرکب ) پنهان انداختن در خاک چیزی که بدزدی رفته تا دزد رسوا نشود. خاک اندازان و خاک ریختن نیز گویند و این در هندوستان مرسوم است . (آنندراج ). رجوع به خاک انداز شود : گفتمش دزدیده ای دل را و خون کردی جگر گفت سیفی خاک ریزم گر بمن داری گمان . سیفی بدیعی (از آنندراج ). خاک بر هر طرف توده ٔ افلاک انداز نشود یافته آن گم شده بی خاک انداز. ملاطغرا (از آنندراج ).