خاورانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاورانی . [ وُ ] (اِخ ) محمدبن محمد خاورانی مکنی به ابوالحسن . یکی از فضلای قرن ششم هجری است که از قریه ٔ «خاوران » از قراء خلاط برخاست . یاقوت میگوید: من مسموعاتی از او بخط فرزندش یافتم که امضای ابومحمدبن ابی الحسن بن محمدبن محمد خاورانی نوه ٔ نظام الملک را داشت و آنچه بنظرم رسید او جماعتی از ائمه ٔ مشهور را دیده که از آن جمله اند در نیشابور شیخ الدین ابی محمد عبدالجباربن بیهقی خواری که از او حدیث شنیده است و از او ابوالحسن عبدالغفار فارسی و ابوعبداﷲ محمدبن فضل فراوی حدیث کرده اند. او میگوید بسن چهارسالگی ابو حامد غزالی را درک کردم و نیز ابوالقاسم محمدبن عمر زمخشری را ملاقات کردم و از او «کشاف » و «مفصل » شنیدم . او به ابوبکر محمدبن یوسف بن ابی بکر اربلی در ایام ملک ناصر صلاح الدین و چند کس دیگر اجازه داد. تصانیف او به این نام اند: ١- کتاب التلویح فی شرح المصابیح . ٢- کتاب الشرح والبیان . ٣- کتاب شرح حصار الایمان . ٤- کتاب سیر الملوک . ٥- کتاب بیان قصه ٔ ابلیس با پیغمبر(ص ). ٦- کتاب نقاوة در فرائض . ٧- کتاب النخب و النکت در فرائض . ٨- کتاب القواعد و القوائد فی النحو. ٩- کتاب نخبة الاعراب . ١٠- کتاب الادوات . ١١- کتاب التصریف و غیر آن . (از یاقوت در معجم البلدان ).
خاورانی . [ وَ / وِ ] (ص نسبی ) منسوب به خاوران .
خاورانی . [ وُ ] (اِخ ) احمدبن ابی بکربن ابی محمد به جوانی در سال ٦٢٠ هَ . ق . درگذشت . وی یکی از ادبای تبریز است . (از یاقوت در معجم البلدان ).