خانیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانیک . (اِخ ) دهی است از دهستان اصفاک بخش بشرویه ٔ شهرستان فردوس، واقع در ٣٠ هزارگزی شمال باختری بشرویه و ٨ هزارگزی جنوب خاوری مالرو عمومی ینگیان به زین آباد. این دهکده در دامنه ٔ کوهستان قرار دارد و هوایش گرم است . سکنه ٔ آنجا ٤٩ تن و زبان آنها فارسی و مذهب آنها شیعه است . آب این ده از قنات و محصول آنجا غلات و پنبه و ارزن و حاصل باغی و ابریشم و تریاک است . اهالی به کشاورزی گذران میکنند و از صنایع دستی کرباس می بافند. راه این دهکده مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
خانیک . (اِخ ) دهی است جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان . واقع در ٢٤ هزارگزی جنوب ماه نشان و ٤ هزارگزی راه مالرو عمومی، این ده در منطقه ٔکوهستانی قرار دارد و هوایش سرد است . اهالی آن ٣٠٣ تن اند که زبانشان ترکی و مذهبشان شیعه است . آب آنجا از رودخانه ٔ مراش و محصول آن غلات و انگور و قیسی وقلمستان و شغل اهالی زراعت و گلیم و جاجیم بافی و راه آنجا مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
خانیک . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش صومای شهرستان ارومیه، واقع در ١٤ هزارگزی شمال هشتیان و ١٠ هزارگزی شمال باختری راه ارابه رو هشتیان به منگول . این ده در دامنه ٔکوهستان قرار دارد و هوایش سرد و سالم و سکنه اش ٨٠ تن است . زبان اهالی کردی و مذهب آنها سنی است . آب آنجا از چشمه و محصول آنجا غلات و توتون است . اهالی بزراعت و گله داری گذران میکنند و از صنایع دستی جاجیم می بافند. راه این دهکده مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).