فرهنگ لغت

خانه‌نشین

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

بازنشسته، بازنشست، متقاعد زمینگیر (متضاد: سرپا، قبراق) بیکار، بیکاره خلوتی، گوشه‌نشین، گوشه‌گیر، منزوی خانه‌بند

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خانه‌نشین | فرهنگ لغت