خانه یکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه یکی . [ ن َ / ن ِ ی َ / ی ِ ] (ص مرکب ) باشندگان در یک خانه . (ناظم الاطباء). همخانه . (آنندراج ). نعت است برای ساکنان در یک خانه : بنگر قلمتراش چه با خانه میکند از همدمان خانه یکی در امان مباش . تأثیر (ازآنندراج ). ◄ (اِ مرکب ) یار. رفیق . همدم . (ناظم الاطباء). بسیار صمیمی . سخت صمیمی با یکدیگر. ♦ خانه یکی بودن ؛ سخت خودمانی و دوست صمیمی بودن، سخت باهم گستاخ بودن .