خانه گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه گیر. [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) بازی چهارم از هفت بازی نرد . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث اللغات ) : گفتی که ز خانه ناگزیر است این نرد نه نرد خانه گیر است . نظامی . مهره ٔ خواجه خانه گیر شده همبساطش گرو پذیر شده . نظامی . ◄ جانوری است شبیه به عنکبوت که لعاب او مردم را هلاک سازد و به عربی رتیلا خوانند. (برهان قاطع). ◄ (نف مرکب ) گیرنده ٔ خانه . (شرفنامه ٔ منیری ) : عشقت چو در سراچه ٔ دل خانه گیر شد زین پس برون رود خرد از روی اضطرار. ابن یمین .