خانه کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه کن . [ ن َ / ن ِ ک َ ] (نف مرکب ) مسرف . خانه براندازنده . ناخلف . مدبر که خانه ٔ پدر براندازد. (شرفنامه ٔ منیری ). خانه ویران کننده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری ). خانه روب : ما که و اختیار چه کاین شجره است آن ما بد پسران خانه کن بادسران سرسری . خاقانی . ◄ کنایه از پسر ساده که با عشاق صحبت دارد و هرچه دریابد از ایشان بتصرف خود آرد. (آنندراج ) : خرابت کند شاهد خانه کن برو خانه آباد گردان بزن . سعدی (از انجمن آرای ناصری ). ◄ (ق مرکب ) بنه کن : «خانه کن از این محل به محل دیگر رفتم ». یعنی : با تمام اهل وعیال و مال و حشم و متعلقات از اینجا بدانجا شدم .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی