خانه ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه ساختن . [ ن َ / ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) بنای خانه کردن . ساختن خانه . درست کردن خانه : دل ای رفیق بر این کاروانسرای مبند که خانه ساختن آیین کاروانی نیست . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه ساختن . [ ن َ / ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) بنای خانه کردن . ساختن خانه . درست کردن خانه : دل ای رفیق بر این کاروانسرای مبند که خانه ساختن آیین کاروانی نیست . سعدی .