خانه زاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مف.) فرزند خدمتکار که در خانة ارباب به دنیا آمده باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مف.) فرزند خدمتکار که در خانه ارباب به دنیا آمده باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه زاد. [ ن َ / ن ِ ] (ن مف مرکب ) آنچه در خانه و خاندانی بوجود آید. آنچه از بیرون تهیه نشود بلکه اصل و نسبش در خاندانی باشد. ◄ بومی . متعلق به یک محل : صدوسی تن طاوس نر وماده آورده بود گفتندی که خانه زادند بزمین داور. (تاریخ بیهقی ). ◄ بنده زاد. چاکرزاد. غلام زاد. اولاد بنده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) : خانه زادند و بنده ٔ در شاه خانه داران خاندان ملوک . خاقانی . بی فرزندی که خانه زادی دارد شک نیست که باشدش بجای فرزند. (آنندراج ). ◄ قدیمی . (آنندراج ) : فغانی زین نظربازی سیه شد نامه ات تا کی خیالت بر خط نوخیز و خال خانه زاد افتد. بابا فغانی (از آنندراج ). ♦ غلام خانه زاد ؛ غلامی که والدینش در خانه ٔ ارباب او نیز غلامی کرده اند، غلامی که پدر و اجدادش غلامان پدر و اجداد ارباب او بوده اند. ◄ لقب گونه ای است که چاپلوسان ضمن عریضه هایی که به بزرگان می نویسند بخود میدهند، چون : «غلام خانه زاد... بعرض میرساند».
مترادف و متضاد واژهدان
خانهپرور، غلامزاده، بندهزاده، خانهزاده محرم، خودی (متضاد: غریبه) بنده، غلام، خدمتکار (دیرین)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی