خانه خراب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خَ) (ص مر.)<BR>۱- تهیدست، بدبخت.<BR>۲- نوعی نفرین دال بر آرزوی بدبختی کسی. مق. خانه آبادان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خَ) (ص مر.) ۱- تهیدست، بدبخت. ۲- نوعی نفرین دال بر آرزوی بدبختی کسی. مق. خانه آبادان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه خراب . [ ن َ / ن ِ خ َ ] (ص مرکب ) تهی دست . (ناظم الاطباء). بدبخت . مظلوم . ستمدیده . ♦ امثال : ظالم همیشه خانه خراب است . ◄ دشنام گونه ای است که گاه از روی شفقت و رقت و گاه از راه اعجاب و استحسان و گاه از راه غضب و خشم گویند. ◄ سبکبار. (ناظم الاطباء). ◄ دروغگو. (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
تهیدست، مایهسوخته، مفلس، ورشکست، ورشکسته خاکسترنشین، ویرانهنشین
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی