خانه برانداز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه برانداز. [ ن َ / ن ِ ب َ اَ ] (نف مرکب ) مسرف . متلف . (ناظم الاطباء). کنایه از کسی که هرچه داشته باشد همه را پاک به باد دهد خواه از آن خود باشد خواه از آن دیگری . و این در مقابل خانه نگهدارباشد. (آنندراج ). ولخرج . مبذر. ◄ خراب کننده ٔ خانه . خانه خراب کن . (شرفنامه ٔ منیری ). ویران کننده ٔ خانه . خانه کن . خانه روب . ویران کننده . از بین برنده . نابودکننده . چون، جنگهای خانه برانداز : حالیا خانه برانداز دل و دین من است تا هم آغوش که میباشد و همخانه ٔ کیست ؟ حافظ. ◄ مسافر. سیاح . (از ناظم الاطباء). معشوق . (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری ).
مترادف و متضاد واژهدان
ویرانگر، خانهکن، نابودکننده مسرف، اسرافگر، ولخرج، مبذر، متلف، بادبدست محبوب، معشوق
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی