خاموش هندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاموش هندی . [ ش ِ هَِ ] (اِخ ) نامش رای صاحب رام است . او راست : دیوانی در شعر پارسی . (از الذریعه الی تصانیف الشیعه آقابزرگ طهرانی قسم ١ جزء ٩ ص ٢٨٥). در صبح گلشن آمده : تخلص یکی از شعرای عالیمقام هند است که مذهب برهمنان داشته . نام او «رای صاحب رام » بوده و در دهلی زندگی کرده است . او را دیوانی است و این بیت از اوست : فرض کردم همه تقصیر منست بعد از این گو که چه تدبیر منست . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣) (از صبح گلشن ص ١٥٠).
خاموش هندی . [ ش ِ هَِ ] (اِخ ) وی در دهلی بوجود آمد و در بنگاله سکونت گزید چنانکه دیوان موجودش در کتابخانه ٔ ملک مشعر بر این مدعی است . این دیوان دارای پنجهزار بیت و در قرن سیزدهم هجری قمری نوشته شده است . (از الذریعه الی تصانیف الشیعه تألیف آقابزرگ طهرانی قسم ١ جزء ٩ ص ٢٩٥).