خامه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خامه کردن . [ م َ / م ِ ک َ دَ] (مص مرکب ) قلم ساختن . قلم درست کردن : بخاقان چینی یکی نامه کرد تو گفتی که از خنجرش خامه کرد. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خامه کردن . [ م َ / م ِ ک َ دَ] (مص مرکب ) قلم ساختن . قلم درست کردن : بخاقان چینی یکی نامه کرد تو گفتی که از خنجرش خامه کرد. فردوسی .