خامه زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خامه زدن . [ م َ / م ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) قلم را قط زدن . (غیاث اللغات ). کنایه از خامه تراشیدن . (آنندراج ) : نه چون خام کاری که مستی کند بخامه زدن خام دستی کند. نظامی . خامه مزن سوختن عامه را آلت تزویر مکن خامه را. امیرخسرو (از آنندراج ).