خامنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خامنه . [ م ِ ن ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های پنجگانه ٔ بخش شبستر شهرستان تبریز است . حدود جغرافیایی آن : این دهستانها در باختر بخش و در جلگه قرار دارند از شمال به کوه مارمیشو و از جنوب بدریاچه ٔ ارومیّه و بخش دهخوارقان و از خاور بدهستان سیس و از باختر بدهستان شرفخانه محدود می باشند. این ناحیه از ١١ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمع نفوس آن ٢٥٠١٠ نفرمیباشد. قراء مهم آن داریان، بنیس، شانجان، نوجه ده، دیزج خلیل، وایقان، شندرآباد و خامنه که مرکز دهستان میباشد. آب قراء دهستان از رودخانه ٔ محلی دامنه ٔ کوه میشوداغ و چشمه سارها تأمین میشود. محصول عمده ٔ دهستان غلات و حبوبات و زردآلو و بادام وانگور و سیب است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
خامنه . [ م ِن ِ ] (اِخ ) نام قصبه ای است مرکز دهستان خامنه بخش شبستر شهرستان تبریز. این قصبه در چهارهزارگزی باختر شبستر و ٢هزارگزی شوسه ٔ صوفیان سلماس قرار دارد. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل و دارای ٤٨٤٥ تن سکنه که مذهبشان شیعه و زبانشان ترکی است . آب آنجا از چشمه و رود و محصول ایشان غلات و حبوبات و بادام و سیب است . اهالی بزراعت و گله داری و کسب مشغولند. راه شوسه است و ١٠ باب دکان دارد. در آنجا شعبه ٔتلگراف و نماینده ٔ بهداری و آبله کوب سیار و یک باب دبستان وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).