خالی گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالی گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) تهی شدن از چیزی . تَعَرّی . (منتهی الارب ) . ♦ خالی گردیدن سرای یا خانه ؛ بدون ساکن شدن آن . ♦ خالی گردیدن مجلس ؛ خلوت شدن آن . بدون بیگانه و اغیار شدن آن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالی گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) تهی شدن از چیزی . تَعَرّی . (منتهی الارب ) . ♦ خالی گردیدن سرای یا خانه ؛ بدون ساکن شدن آن . ♦ خالی گردیدن مجلس ؛ خلوت شدن آن . بدون بیگانه و اغیار شدن آن .