خالنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالنگ . [ ل َ ] (اِخ ) ظاهراً نام موضعی بوده است بماوراءالنهر : تقویم بفرتان چنان خوار شد امسال چون جخج به خمناوز و چون فنج بخالنگ . قریع الدهر.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالنگ . [ ل َ ] (اِخ ) ظاهراً نام موضعی بوده است بماوراءالنهر : تقویم بفرتان چنان خوار شد امسال چون جخج به خمناوز و چون فنج بخالنگ . قریع الدهر.