خالدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالدار. (نف مرکب ) آنکه خال دارد. صاحب خال . مرقش . اشیم . منقط : ز لعل خالدار گلرخان بیدل مباش ایمن بلای جان بود با هم چو آمیزد می و افیون . بیدل (از آنندراج ).
فرهنگ طیفی واژهدان
لکهدار، ککمکی خدشهدار، مخدوش، خطخورده خالخالی، نقطهنقطه، آلاپلنگی خطچین، نقطهچین، هاشور
واژگان فارسی سره واژهدان
فندین، پرش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی