خالدآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالدآباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش اشنویه شهرستان ارومیه واقع در ٦٥٠٠ گزی جنوب خاوری اشنویه و ٣ هزارگزی جنوب شوسه ٔ اشنویه به نقده . ناحیه ای است واقع در جلگه دارای آب و هوای سردسیر با ٢٨٦ تن سکنه که مذهبشان سنی و زبانشان کردی و فارسی است . آب آنجا از قادرچای و محصولات آن غلات و حبوبات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی اهالی جاجیم بافی و راه ارابه رو و تابستان از کوروش آباد می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
خالدآباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش شهرستان ارومیه واقع در ٢٠٥٠٠ گزی شمال ارومیه و ٣ هزارگزی خاور شوسه ٔ ارومیه به شاهپور. ناحیه ای است واقع در جلگه دارای آب و هوای معتدل و سالم با ٣٥٠ تن سکنه که مذهبشان شیعه و زبانشان ترکی و فارسی است . آب آنجا از نازلوچای و محصول آنجا غلات و چغندر و توتون و کشمش و حبوبات است . شغل اهالی زراعت و راه مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
خالدآباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سنخواست بخش اسفراین بخش بجنورد واقع در ٥٠ هزارگزی جنوب باختری اسفراین و ٢ هزارگزی جنوب مالرو عمومی میان آباد به جاجرم . ناحیه ای است واقع در جلگه دارای آب و هوای معتدل با ١٤١ تن سکنه که مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی و کردی است . آب آنجا از قنات و محصول آن غلات و بنشن و تریاک و پنبه است شغل اهالی زراعت و مالداری و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).