خالد زبیدی یمنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالد زبیدی یمنی . [ ل ِ دِ زَ ی ِ ی َ م َ ](اِخ ) وی شاعر تنگدست اسلامی است . ابوعبیدة معمربن مثنی میگوید: خالد زبیدی با جماعتی از زبید به سنجار آمد و در بین همراهانش دو پسرعم او به اسامی «ضائی » و «عوید» بودند روزی آنها از شراب سنجار نوشیدند و میل به شهرهای خود کردند و خالد این ابیات را ساخت : ایا جبلی سنجار ماکنتما لنا مصیفاً و لامشتی و لامتربعاً و یا جبلی سنجار هلا بکیتما لداعی الهوی منا شتیتین ادمعا فلو جبلا موج شکونا الیهما جرت عبرات منهما او تصدّعا بکی یوم تل ّ المحلبیة ضابی ٔ و الهی عویداً بثّه فتقنعا. مردی از بنی حیّی بنام دثار این اشعار بشنید و در مقام جواب برآمد وسپس خالد جواب او را جواب گفت . (از معجم الادباء یاقوت حموی چ دارالمأمون ج ١١ ص ٢٢).