خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۷۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خاقانیا قبول و رد از کردگار دان زو ترس و بس که ترس تو پا زهر زهر اوست دیوان فرشتگانند آنجا که لطف اوست مردان، مخنثانند آنجا که قهر اوست هر حکم را که دوست کند دوستدار باش مگریز و سر مکش همه شهر شهر اوست