خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۴ - در شکر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
من که خاقانیم به منت شاه پشت خم کردهام ز بار عطا شاخ را پشت خم کند میوه هم ز فیض سحاب و بر صبا شکر دارم که فیض انعامش داد نان پاره و آبروی مرا مرغ کابی خورد به کشور شاه کند از بهر شکر سر بالا من که نان ملک خورم به سجود سر به زیر آرم از برای دعا همه کس ز آسمان کند قبله پشت گرداند از رکوع دوتا و آسمان بر درش سجود آورد گفت سبحان ربی الاعلی جود شاه ارچه رزق را سبب است لیکن آن را مسبب است خدا حسب رزق از خدای دارم و بس حسبنا الله وحده ابدا