خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۳۵۱ - در هجو
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
اهل بغداد را زنان بینی طبقات طبق ز نان بینی هاون سیم زعفران سایان فارغ از دسته گران بینی زعفران سای گشته هاونها تنگ چون تنگ زعفران بینی حقههای بلور سیمافشان هر دو هفته عقیقدان بینی غار سیمین و سبزه پیرامن در برش چشمه روان بینی ماده بر ماده اوفتان دو به دو همچو جوزا و فرقدان بینی چار بالش چو نقره از پس و پیش دو رفاده ز پرنیان بینی چون طبق بر طبق زنند افغان در طبقهای آسمان بینی کوس کوبی است این… کوبی که همه عالمش فغان بینی ای برادر بیا و جلدی کن … میزن چو آنچنان بینی آب… ینه رفت و رونق… تا علمشان بدین نشان بینی بس کن این هزل چیست خاقانی که ز هزل آفت روان بینی گر به نقش زنان فرود آئی همچو نقش زنان زیان بینی