خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۲۸۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شب رحیل چو کردم وداع شروان را دریغ حاصل من بود و درد حصه من شدم ز آتش هجران زدم بر آب ارس ارس بنالید از درد حال و قصه من به تیزی دم من بود و پری غم من خروش سینه من داشت جوش غصه من
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شب رحیل چو کردم وداع شروان را دریغ حاصل من بود و درد حصه من شدم ز آتش هجران زدم بر آب ارس ارس بنالید از درد حال و قصه من به تیزی دم من بود و پری غم من خروش سینه من داشت جوش غصه من