خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۲۸۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ز آل غانم اگرچه نفعی نیست باری آسودهاند عالمیان وای بر عالم ار فکندی حق کار عالم به دست غانمیان وقت آن کز نسب نهد خود را از ملایک نهد نه ز آدمیان اول از شیر سرخ لاف زند پس درآید سگ سیه ز میان