خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۲۱۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به خدائی که کرد گردون را کلبه قدرت الهی خویش که ندیدم ز کارداری عشق هیچ سودی مگر تباهی خویش
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به خدائی که کرد گردون را کلبه قدرت الهی خویش که ندیدم ز کارداری عشق هیچ سودی مگر تباهی خویش